همه ی دوستداران موسیقی جدی و بویژه موسیقی ارزشمند ایرانی اطلاع دارند که چهارگاه یکی از دستگاه های بسیار مهم و در عین حال دشوار ولی زیبای موسیقی اصیل ایرانی می باشد. اجراهای آوازی مناسب در چهارگاه هنری است که آوازخوانان ممتاز ما از آن برخوردارند. با اینکه خوانندگی و بویژه آوازخوانی خود به خود هنری دشوار و کاملا فنی و تخصصی به شمار می رود و بی هیچ تعارفی همگان توان ورود در این کارزار سخت را ندارند، از میان خوانندگان کنونی، هنرمندان تراز اولی چون ایرج، گلپا، شجریان و ناظری با اجرای آوازهایی در چهارگاه، به توانسنجی آوازی خویش همت گمارده اند و ماحصل تلاش این هنرمندان آثار ماندگاری بوده که هر شنونده ای را به شور و شعف وا می دارند.
اجزا و نغمه های چهارگاه عبارتند از: درآمد، زابل، مویه، مخالف، شکسته مویه، رجز، منصوری (مشترک با همایون و مخصوصا شوشتری)، حدی و پهلوی. من شخصا آلبوم زیبای در پرده ی چنگ استاد شجریان را به عنوان نمونه ی درخشانی از این اجرا می دانم. سوای تاثیرپذیری چهارگاه از محیط اغلب به انزوا کشیده شده ی شخصی که روایت اوست، می توان آن را در زمره ی دستگاه های شادی بخش گاهی حماسی نیز قلمداد کرد. شجریان نیز در این اثر ماندگار با بازی های زیبای حنجره ی خویش، واقعا از آواز خویش حماسه آفریده اند. چنین سرشت نیکویی در آثار چهارگاهی استادان ایرج و گلپا نیز به فراوانی مشاهده می شود. شاید حماسه ای که شجریان در چهارگاه می آفریند، در آثار ایرج به خاطره ای جاودانه، و در آثار گلپا به نشاطی ابدی تبدیل می شود. و این شاید رمز و راز برازندگی آواز در نزد هر یک از صاحبان آواز باشد که برای هر مخاطب خاصی، آرامش خاص او را فراهم می کند...
اثری که در اینجا معرفی می نمایم، یکی از برجسته ترین اجراهای آوازی در دستگاه چهارگاه است که با هنرنمایی استاد ایرج خلق شده است.
و اما آلبوم گل های جاویدان، شماره ی 2:
با همکاری استادان:
استاد ایرج (آواز)
استاد پرویز یاحقی (ویلون)
استاد منصور صارمی (سنتور)
استاد جهانگیر ملک (تنبک)
استاد حبیب الله بدیعی (ویلون)
استاد فرهنگ شریف (تار)
استاد امیرناصر افتتاح (تنبک)
اشعار از: هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه) و سعدی
روی الف: دستگاه شور (افشاری) که در اینجا به آن نخواهم پرداخت و تاکید من بیشتر بر روی ب است که در چهارگاه اجرا شده است.

روی ب: چهارگاه
شروع چهارگاه در گوشه های درآمد و زابل (تار و ویلن)
درآمد چهارگاه با تحریر (جواب با سنتور)
شعر:کس این کندکه دل از یار خویش بردارد
مگر کسی که دل از سنگ سخت تر دارد (درآمد-مویه)
شعر: اگر نظر به دو عالم کند حرامش باد
که از رضای درون با یکی نظر دارد (زابل)
نکته:زابل از فاصله سوم چهارگاه شروع می شود. مثال:اگرچهارگاه ما چهارگاه DO باشد (یعنی نت شاهد چهارگاه DO می باشد(، دراین صورت نت شاهد زابل MI خواهد بود.
چهار مضراب زابل در وزن: 6/8
شروع گوشه حصار با تحریر
شعر:هلاک ما به بیابان عشق خواهد بود
کجاست مرد که با ما سرسفر دارد (حصار)
نکته: حصار از فاصله پنجم یا درجه پنجم چهار گاه شروع می شود (حصار چهار گاه همان درآمد چهارگاه گام بعدی است، یعنی خواننده یا نوازنده با گرفتن فاصله پنجم، درآمد چهار گاه را در گام دیگر شروع می کند. به همین جهت اجرای آن سخت است، مخصوصا"برای خواننده و البته همانطور که می شنوید، استاد ایرج با تبحر کم نظیری این گوشه را اجرا می کند).
مثال :نت شاهد حصار در چهارگاه DO نت SOL می باشد
اجرای گوشه مخالف با تحریر
شعر:از آن متاع که در پای دوستان ریزند
مرا سری است ندانم که او چه سر دارد (مخالف)
اشاره به تحریر مغلوب و فرود به درآمد پایانی.
***************
با تشکر از آقای امین، خواننده ی محترم و ریزبین وبلاگم که موضوع مهمی را یادآوری کردند. در واقع بی تعارف باید عرض کنم که مبحثی که ایشان مطرح کرده اند، از معدود مباحثی است که به قول معروف در آن از تعارف کم کرده و بر مبلغ افزوده شده و یک موضوع علمی را به ظرافت مطرح ساخته اند. در تکمیل گفته های ایشان بنده نیز نکاتی را یادآوری می نمایم، ضمن اینکه از ورود دوستان به چنین مباحثی استقبال می کنم.
همانطور که شما برشمردید، شاید در ارتباط با مبحث "گام" در موسیقی معدود افرادی بوده اند که به اهمیت آن توجه زیادی داشته اند که از جمله همان استادانی هستند که نام بردید و همچنین افرادی چون دکتر روح الله پرتوی، دکتر کاوه رهنما، و دکتر علی رضایی، دکتر آبادی، و مخصوصا دکتر پرویز منصوری در این وادی به تفحص پرداخته اند. همین عزیزان نیز تقریبا به قطع بر این باورند که بر خلاف موسیقی ایرانی که از تنوع و گستردگی گام های بیشتری برخوردار است، موسیقی غرب صرفا دارای دو گام استاندارد می باشد و در لابلای این گام ها، تمام نت ها در فواصل منظم از یکدیگر قرار گرفته اند. این طبقه بندی مرسوم و تا حدی اختیاری به منظور همنوایی ارکستر های بزرگ غربی با صد ها ساز مختلفی است که به کار می گیرند. هرچند موسیقی ایرانی نیز از این دو گام برخوردار است، ولی چندین گام دیگر هم در موسیقی ایرانی وجود دارند که با گام های موسیقی غربی سازگار نیستد. به عنوان مثال به نمودار زیر توجه کنید که فواصل نت ها رادر دو گام متداول غربی با گام های ایرانی مقایسه می کند. نت هایی که با رنگ نارنجی نشان داده شده اند، با فواصل منظم گام های غربی توافق ندارند.

گام را می توان اینگونه تعریف کرد: گام عبارت است از تعدادی اصوات پی در پی که با فاصله های معین و حساب شده به دنبال هم قرار می گیرند و آخرین نت آن، هنگام بالایی نت اول باشد. گام به دو دسته تقسیم می شود: گام های کروماتیک و گام های دیاتونیک و البته تقسیمات فرعی دیگر که از حوصله ی بحث خارج است. وجود پنج پرده و دو نیم پرده در فاصله ی بین درجه ی گام های بزرگ و کوچک نیز مشخص است. گام هایی نیز وجود دارند که برخی از فواصل میان درجه ای آنها نیم پرده یا ربع پرده یا حتی پرده نیست بلکه چیزی بینابین است که مشخصه ی اصلی آنها قرار گرفتن در زمره ی گام های طبیعی (همچون گام های ایرانی) و گام های مصنوعی (به عنوان مثال هابا موسیقی دان چک هر پرده را به 3، 4، 6، و حتی 12 تکه تقسیم کرده است!) و گام های مشابه دیگر که در موسیقی های متفاوت جهان یافت می شود، می باشد. بر خلاف نظر برخی استادان، تنوع گام موسیقی ایرانی یک ضعف نیست، زیرا غنای روحی موسیقی ایرانی را افزایش می دهد، اما خوب باید پذیرفت که این تنوع محدودیت هایی را نیز به همراه دارد از جمله اجرای موسیقی ایرانی بر روی ساز های غربی مانند پیانو بسیار بادشواری صورت می گیرد، زیرا کوک کردن پیانو برای قطعات مختلف به سرعت امکان پذیر نیست.و باز شایان یادآوری است که در دو دهه اخیر با بهره گیری از تکنولوژی های الکترونیک گشایش مهمی در این زمینه صورت پذیرفته است. به طور کلی كوچكترين نسبت دو صوت در دانگ ايراني درگام هاي ايراني بعد از فارابي معادل مي باشد كه اين مقدار همان فاصله يعني واحد سازنده گام 51 فاصله اي است. در اینجا تنوع گام ها را نیز ذکر می کنم که بسیاری از استادان بویژه استاد روح الله پرتوی در آن زمینه تحقیق دامنه داری انجام داده اند: نتيجه تحقيقات آقايان Ratcliffو Weisman نیز نشان مي دهد كه پرندگان چرخ ريسك آمريكايي هنگام خواندن از فواصل نسبي .193; 1.134; 1.056ا ا ستفاده مي كنندكه برابرگزارش آنان فاصله 1.056 كمتراز نيم پرده گام 12 فاصله اي است. بررسي های دکتر پرتوی نشان مي دهد كه نسبت هاي اعلام شده با گام51 فاصله اي به شرح ذيل تطبيق مي كند: نسبت 1.056 معادل يعني چهار فاصله از گام 51 فاصله اي است. نسبت 1.134 معادل (9) نه فاصله از گام 51 فاصله اي و معادل طنيني ا ست .نسبت 1.193 معادل يعني نغمه اي حاصل از دو نغمه ديگر است و اینکه پرنده هاي آمريكايي هم در گا م 51 فا صله ايراني آواز مي خوانند! در نتیجه اظهار نظر در باره ی گام ها و فواصل آنها و نحوه ی آرایش آنها مخصوصا در موسیقی ایرانی نیازمند وجود یک فرهنگنامه یا دانشنامه ی جامع است که کلیه ی نظرات صاحبان فن در آنجا مورد بررسی و احیانا امعان نظر قرار گیرد. لذا در شرایط موجود و ضعف منابع اطلاعاتی غنی، نمی توان به صراحت وجود گام یا فقدان گام در موسیقی ایرانی را رد کرد چرا که هر اندیشمندی بر مبنای شناخت و درک خویش به ارائه ی نظر مبادرت می نماید.
+
نوشته شده در سه شنبه 24 بهمن1385 ساعت 11:2 بعد از ظهر توسط آزاده حسيني
|