مطلب این ماه را مقداری متفاوت نوشته ام. امیدورام مورد توجه قرار گیرد.
دانستنی های جالب برنامه های گل های تازه:
v اولین برنامه ی گل های تازه در اواخر زمستان 1351 شکل گرفت. شالوده اولین برنامه های گل ها توسط داود
پیرنیا ریخته شد (گل های جاویدان -نوروز ۱۳۳۵).
v در مجموع 201 برنامه ی گل های تازه اجرا شده است.
v بیشترین اجرای آوازی در مهم ترین برنامه ی موسیقی اصیل ایرانی کشور در آن سال ها توسط
استاد شجریان بوده و به دنبال ایشان استادان شهیدی، خوانساری، ایرج و گلپا قرار گرفته اند.
v در برنامه های گل های تازه بیشتر از همه به آواز اهمیت داده می شد و ترانه های اندکی در آنها
اجرا شده است. البته منظور من فقط برنامه گل های تازه است وگرنه اجراهای آوازی استاد اکبر گلپایگانی
و پس از ایشان استاد ایرج در کلیه برنامه های آوازی بیشتر از همه بوده است.
v خواننده ی نخستین برنامه استاد شهیدی (جدایی- دشتی) و خواننده ی آخرین برنامه هنگامه اخوان
(مرغ سحر-ماهور) بوده است.
v استاد ایرج نخستین برنامه ی خود را در گل های تازه ی شماره 5 (تا تو با منی- افشاری) و استاد گلپا
نخستین برنامه ی خود را در گل های تازه س شماره ی 10 (پیوند روح- مخالف سه گاه) اجرا کرده اند.
v در این برنامه ها بیشترین د ستگاه ها و نغمه ها ی اجرا شده از سوی خوانندگان به ترتیب ماهور (25 برنامه)،
سه گاه (22 برنامه)، و شور و همایون (20 برنامه) بوده اند.
v اجرای آواز مخالف سه گاه فقط یک بار توسط استاد گلپا و یک بار توسط استاد قوامی انجام گرفته است.
v اجرای آواز حجاز (شور) نیز فقط یک بار توسط استاد ایرج انجام گرفته است.

نهیلیسم لطیف خیام و آوازهای استاد شجریان:
نیهیلیسم را عامه نوعی الحاد و گردنکشی در برابر ایمان می دانند. داعیه داران سنت روشنفکری نخستین
قاطبه ی تراوشات فکری نهیلیستی در ایران بود و عده ای حتی صادق هدایت را پدر نيهیلیسم مدرن ایران
می دانند. البته ادیبان در اشعار خیام نوعی نهیلیسم را ردیابی کرده اند که شاید بتوان او را پدر نيهیلیسم
کلاسیک ایران دانست.
آشکار است که در زندگی امروز مردم ایران یکنواختی الگوهای رفتاری و اجبار به تبعیت همه ی مردم از خط
سیرهای فکری از پیش تعریف شده یا بهتر است بگویم از پیش دیکته شده، می توانند از مهم ترین دلایل گرایش
تفکرات نهیلیستی در بین جوانان و حتی افراد مسن تر دانست. رکود و جمود اندیشه، حول یک محور فکری،
رفتاری، باوری خاص چرخیدن، فقدان تحرک پذیری و پویایی، پیروی کردن از یک سری خط و خطوط خط کشی
شده آرمانگرا و در کل مردگی روح نشاط را نیز می توان بر موارد پیش گفته افزود.
بسیاری نهیلیسم را لاابالی گری می دانند، که هر چه باشد، وجود و رونق آن در جامعه ناشی از تفکر نیست،
بلکه ناشی از آشفتگی نظام فکری است. به قول اندیشمندی مثلاً اگر به این فرد پوچ اندیش یک میلیارد
بدهی، به سیدالشهداء اهانت نمی کند، ولی نماز هم نمی خواند، مشروب می خورد و قربانی هم
می کند! این آشفتگی را نمی توان نیهیلیسم نام نهاد. اسمش هرهری مذهب بودن است.
محققی دیگر می گوید: نیهیلیسم از دو ناامیدی آغاز شد؛ سیاسی و مذهبی. ناامیدی سیاسی به مفهوم
اینکه چرا جهان پیرامون از جهت سیاسی عادلانه نیست و مذهبی همان چیزی است که نیچه مطرح
می کند که آسمان دیگر توان ارزش دادن به زندگی بشر امروزین را ندارد و تداعی گر این شعر شاملو است
که "دل از آسمان بردار که وحی از خاک می رسد". البته نیهیلیسم دو معنای دیگر هم دارد که از دو پرسش
کلان وجودی ناشی می شود؛ چرا جهان به جای اینکه نباشد، هست و چرا جهان به جای اینکه اینگونه نباشد،
اینگونه است. نیچه به صورت مشخص نیهیلیسم را تعریف کرد. او گفت نیهیلیسم به معنای بها ندادن به
دروغ هایی است که ما پیش از این به خودمان می گفتیم! آلبرکامو هم به طور مشابه بر این باور بود که
"زندگی وقتی زندگی است که عاری از هر معنایی باشد"!
و خیام استاد بزرگ سخن و متفکر گرانمایه ی ادبیات منظوم بیش از آنکه در چنبره ی نهیلیسم پست مدرن (!)
شده ی وطنی ما قابل استحاله باشد، در ژرفای اندیشه های لطیف و نغز نهیلیستی گام می نهد و همین
پیش درآمدی بر این مقال شد تا به بهانه ی نکوداشت سالگشت "برنامه گل های تازه" یکی از مهم ترین
رویدادهای هنر آواز ایران زمین هم اشاره ای به پیدایی این برنامه های شکوهمند بنماییم و هم یکی از آثار
درخشان موسیقی همان برنامه ها را تقدیم علاقمندان هنر موسیقی فاخر کشورمان کنیم (البته به دلیل ضربی
خوانی استاد شجریان در این اثر از ارائه ی تحلیل خودداری نموده ام):
شب نیشابور: اثری درخشان از استاد شجریان/اشعار خیام
با تشکر همیشگی از جناب سیاوش صالحی به خاطر آپلود
آقای محمدرضا شجریان استاد بزرگ و محبوب آواز
تحت عمل جراحی ریه قرار گرفته اند که نتیجه ی این عمل موفقیت آمیز اعلام شده است.
برای این خواننده ی بزرگ آرزوی صحت و سلامتی و بازگشت به عرصه های پرتلاطم خوانندگی داریم.
روز دهم بهمن ماه مصادف با میلاد استاد اکبر گلپایگانی است. استادی که همراه با استادان بزرگی
چون ایرج و شجریان تحول بزرگی را در موسیقی ایرانی به وجود آورد. صدای استاد گلپا سالیان درازی
است که از هر گوشه و کنار و کوی و برزن و خانه و کاشانه ای به گوش می رسد.

به راستی اگر ایرج و گلپا و شجریان و سایر استادان مطرح چون بنان و خوانساری و دیگران نبودند
موسیقی ایرانی امروز به غیر از نامی گرد و غبار گرفته چیز دیگری به همراه داشت؟ سالگرد تولد
این بزرگمرد موسیقی ایرانی را به همه خوانندگان محترم وبلاگ تبریک عرض می کنم.
و در پایان نتایج اولیه ی نظر سنجی وبلاگ
