تحلیل آواز انتظار دل
اثری دلنشین از استاد محمدرضا شجریان
هدیه ای از وبلاگ استاد ایرج به دوستداران صدای استاد شجریان
روی الف در دستگاه سه گاه
با همکاری استادان:
فرامرز پایور
و محمد اسماعیلی
از اینکه طرفداران آوای دلنشین استاد شجریان را مدت زیادی در انتظار گذاشتم، پوزش می خواهم. در رابطه با کارهای آوازی استاد شجریان به جرات می توان گفت که تقریبا همگی آثار ایشان یادگارهایی ارزشمند از گنجینه ی موسیقی اصیل ایرانی محسوب می شوند. من خودم از جمله شنوندگان دائمی آثار گرانسنگ این استاد بزرگ هستم و هر آنگاه که دمی آسودگی و فراغت از کار و بار روزمره و چه بسا طاقت فرسای زندگی نصیبم می شود، به زمزمه ی آواز یا ترانه ای از ایشان می پردازم. شاید باور این موضوع برای هواخواهان و شیفتگان صدای شجریان که معمولا این وبلاگ یعنی وبلاگ رسمی استاد ایرج را مطالعه می کنند، دشوار باشد که همین امروز سعی می کردم گوشه ی زیبا و تعیین کننده ی حصار در بیت: "دستم نداد قوت رفتن به پیش یار- چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم" در آواز دستان استاد شجریان را در خلوت خودم تمرین کنم و هنگام رفتن به اوج و پرده بالا حس کردم پُربَدَک از آب در نیامد! و در دل بر خود درود فرستادم که بابا دستخوش! ولی ناگهان به آرامی با خودم گفتم: "سر پیری و معرکه گیری؟!"
بگذریم!
آلبوم انتظار دل را می توان از جمله نخستین آثار آوازی و موسیقایی ایران در پس از پیروزی انقلاب دانست. شاید واهمه ی همگان از اجازه ی گوش کردن یا مجاز بودن به گوش دادن به موسیقی در سال های اولیه ی انقلاب که به نوعی به اپیدمی فراگیری تبدیل شده بوده، می توانست بر این یادگار سال های انقلاب نیز تاثیر بگذارد، تاثیری منفی البته و نه مثبت.
حتی در جای جای گوشه ها و ابیات اجرا شده در این آواز نیز می شود رگه هایی از فشار، اضطراب، شتاب و دلهره ی انتشار یا عدم انتشار اثر را یافت! درست همانند استرسی که در هنگام برگزاری تک و توک کنسرت های استاد ایرج در دوران بار عام یافتن برای این اجراها در سال 1379 متوجه ایشان و گروهشان شد. اما این همه در برابر اجرای صاف و یکدست و البته مطابق معمول، کاملا خط کشی شده و منظم استاد شجریان در این آلبوم محلی از اِعراب ندارند، زیرا ضعف استفاده ی بسیار کم از سازها و نوازندگانِ کافی در این اثر که بدون شک ریشه در همان بحث حلال و حرام آن سال ها دارد، نتوانسته اند غنای آن را خدشه دار نمایند. استاد شجریان با همراهی سنتور نوازی بی نظیر استاد پایور و تنبک مقتدرانه ی استاد اسماعیلی چنان با صلابت به آوازخوانی می پردازند که گویی در پس و پشت فریادها و تحریرهای آن، ندایی در حال سر دادن هستند! ندایی که فقط طیفی خاص و ممتاز از اهل دل و حال متوجه آن می شوند!
در مجموع من (فلاورز) به این آواز نه فقط به عنوان یک اثر آوازی، بلکه همچنین به عنوان سند معتبر موسیقایی نگاه می کنم! سندی که نه مکتوب، بل نبشته بر گوش جان است و در لابه لای دفترچه های خاطرات موسیقی بعد از انقلاب ایران صفحه ای رنگین را پر کرده است! چنین صفحه ی رنگینی با اینکه صرفا محدود به یکی دو َرنگ است، اما تلالو الوان درخشنده ی آن بر این نقیصه درپوش می گذارد. هرچند استفاده از سازهای اصلی و مکمل در این آواز انجام نگرفته و هر چند استاد شجریان تقریبا در بیشتر آثار ارائه شده شان در خلال سال های پس از انقلاب (همچون این آلبوم) ترجیح دادند از ساز محوری و کلیدی آواز و موسیقی فاخر ایرانی یعنی ویلون استفاده نکنند، با این حال تسلط وصف ناشدنی ساززن های متبحر این اثر، فقدان ویولن و سازهای دیگر را تا حدی کمتر برجسته می کند. من البته بر این اعتقادم که برای اغلب دستگاه ها می شود سازی تخصصی را در ذهن ترسیم کرد. درست است که می شود با توجه به گستردگی ریتم ها و ملودی های آوازی و فراوانی و تعدد گوشه ها تقریبا با هر سازی همان زیبایی و جذابیت شنیداری و حسی را در آواز ایجاد کرد، اما با توجه به تدقیقی که در اجراهای متعدد آوازی انجام داده ام، به این نتیجه رسیده ام که برخی آوازها واقعا ساز خاص خود را می طلبند و سازهای دیگر جوابگوی آن آواز نیستند یا کشش مطلوب را ایجاد نمی کنند. به عنوان مثال آواز سه گاه با ویولن به عنوان ساز اصلی بسیار زیباتر و شنیدنی تر می شود، آواز دشتی و نوا با نی و البته با سه تار، چهارگاه و بیات ترک با تار، همایون و بیداد با سنتور، شوشتری و بیات اصفهان با ویولن، ماهور هم بدین ترتیب. در نتیجه به نظر من مهم ترین کاستی اثری که در اینجا تحلیل می شود، کمبود سازهای کلیدی و بویژه ارکستراسیون قوی می باشد. بدیهی است که گوشه های سنگینی چون دلکش و زابل و حصار و عشاق و منصوری و... را نمی شود به تنهایی با سازی چون نی یا سنتور جواب داد.
در خاتمه شایان یادآوری است که استاد حمید جواهریان نیز تحلیلی بر گوشه های این آواز انجام داده اند که علی رغم میل باطنی در يكي دو مورد با ایشان اختلاف نظر دارم! خوانندگان محترم خود می توانند این دو تحلیل را مقایسه کنند و امیدوارم نتیجه ی مقایسه شان به مکدر شدن خاطر نیکویشان از من حقیر و بی ادعا نیانجامد، هرچند در مقابل استاد جواهریان اظهار نظر کردن هم بی شباهت به آب در هاون سابیدن نیست!
پيش درآمد همنوازي رنگ چهار مضراب
شعر:
آنان که خاک را بر نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند
درآمد نخست سه گاه
شعر:
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی
باشد که از خزانه ی غیبم دوا کنند (2)
درآمد دوم سه گاه
تحرير
شعر:
چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدی است
آن به که کار خود به عنایت رها کنند
زابل
تحرير
تكنوازي سنتور
شعر:
معشوق چون نقاب ز رخ در نمی کشد
هر کس حکایتی به تصور چرا کنند
زابل
تحرير
شعر:
حالی درون پرده بسی فتنه می رود
تا آن زمان که پرده بر افتد چه ها کنند
مويه
تحرير زيباي مخالف
شعر:
حالی درون پرده بسی فتنه می رود
تا آن زمان که پرده بر افتد چه ها کنند
مدولاسیون گوشه ي مخالف
تحرير
شعر:
پیراهنی که آید از او بوی یوسفم
ترسم برادران غیورش قبا کنند
مخالف
تحرير اوج مخالف
شعر:
گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار
صاحب دلان حکایت دل خوش ادا کنند
گوشه ی مغلوب با تحرير استثنايي
شعر:
بگذر به کوی میکده تا زمره حضور
اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند
جامه دران
فرود به درآمد با گرايش به گوشه ي دشتي
چهارمضراب در ريتم 8/6
روی الف آلبوم انتظار دل: از اینجا دانلود کنید
آپلود آواز: سیاوش صالحی
+
نوشته شده در پنجشنبه 10 مرداد1387 ساعت 4:53 بعد از ظهر توسط آزاده حسيني
|