تبليغاتX
شاه بيت آواز ايراني استاد ايرج
آموزش آواز و موسيقي فاخر ایرانی با تاکید بر جایگاه بي مانند استاد ایرج شاه بیت آواز ایرانی


شاه بيت آواز ايراني استاد ايرج











 با همكاري استادان:

ایرج

احمد عبادي

همايون خرم

رضا ورزنده

حسين همدانيان

 ترانه از: خيام

تنظيم و آهنگ از: استاد جواد معروفي

اشعار: وحشي بافقي و سعدي

غزل آواز: بهادر يگانه

گوينده بي نظير برنامه ي گل ها: بانو روشنك

 مجبورم اعتراف كنم كه برنامه ي گل هاي رنگارنگ 534 اثر استاد ايرج كه در نغمه دشتي (روي  نت سل) اجرا شده، يكي از بهترين آوازهاي دشتي تاريخ موسيقي اصيل ايراني است و حتي گل هاي رنگارنگ شماره 531 اثر ديگر استاد ايرج و بانو مرضيه در نغمه ي دشتي كه رقيبي واقعا سرسخت و كم نظير براي اين اثر به شمار مي رود، نمي تواند به پاي اين آواز برسد. ضمن احترام به آثار ديگري كه همگي استادان آواز در اين مايه اجرا كرده اند، از نگاه من گل هاي رنگارنگ 534 يك استثنا در تاريخ آواز ايران در نغمه ي دشتي است و استاد ايرج تنها خواننده اي است كه آواز دشتي ايشان نسبت به تونيك حالت بالارونده دارد و آواز را از پرده ي بالا آغاز مي كنند. سه تار واقعا كُشنده، اعجاب آور و هماوايي منحصر به فرد استاد عبادي، ويلون استاد همايون خرم، سنتور استاد ورزنده و تنبك استاد همدانيان با آواز استاد ايرج آن چنان شنونده را در جاي خود ميخكوب مي كند و چنان وي را در بحر آواز فرو مي برد كه انگار زندگي در همين آواز خلاصه شده و بس! احساس مشابهي در هنگام گوش دادن به بعضي از آثار استاداني چون گلپا، محمودي خوانساري و شجريان نيز به من دست مي دهد. صلابت و رسايي صداي استاد ايرج در لحظه لحظه ي اين برنامه آنقدر قوي و محكم است كه هيچ شنونده اي نمي تواند پس از شنيدن آن اعتراف نكند اين قوي ترين صداي تاريخ موسيقي ايران است! گوش من اين احساس را به من مي دهد كه تحريري كه استاد در گوشه ي بيات راجه (راجع) و روي بيت "در سرشک من توانی خواه راز بی وفایی-اشک داند معنی درد ز چشم افتادگی را" و پس از اشاره به گوشه ي خسرو و شيرين اجرا مي كند، بهترين تحرير تاريخ آواز است!  هرچند برخي از آوازخوانان با نوعي زرنگي خاص شيوه ي اجرا و ضبط آواز را تغير مي دهند تا دور آن را بالا ببرند و در نتيجه تحريرآواز را با  دامنه نت هاي گسترده (و البته غير منطقي) عرضه كنند و مثلا آنچه را كه در کوک سی بوده یعنی نیم پرده پایین تر از کوک استاندارد (به عنوان يك مثال ولي بدون ذكر منبع: دو دیاپازون (لا 440 هرتز)) بعد از ضبط برنامه با افزودن به دور اثر از طريق ترفندهاي رايانه اي در کوک بالا عرضه نمايند، با اين حال استاد ايرج (و نيز استاد گلپا) در هيچ اثري از اين قبيل ترفندها و رندي ها استفاده نكرده اند و اين موضوع اصالت و صداقت ايشان را در آوازخواني نشان مي دهد، و چه خوب مصداق اين شعر است كه: مشك آن است كه خود ببويد- نه آنكه عطار بگويد!

 تحليل آواز:

پیش درآمد

(مقدمه تصنیفی که در آخر برنامه با صدای بانو عهدیه اجرا می شود) در ریتم 4/2

چهار مضراب زیبای دشتی با نواي استاد بي همتاي سه تار احمد عبادی در ریتم 16/6

شروع یک درآمد زیبا با تحریري بي نظير

(درآمد دشتی)

 شعر:

در کمند موی او دادم زکف آزادگی را

از دو عالم برگزیدم مستی و دلدادگی را

(درآمد دشتی)

ادامه بیت با تحریر مسلسلی بي نظير و اشاره به بیات راجع

 شعر:

تا شدم آینه عشقت مرا در هم شکستی

حاصلی نبود به غیر از این صفا و سادگی

(درآمد دشتی)

تحریر

 شعر:

در سرشک من توانی خواند راز بی وفایی

اشک داند معنی درد ز چشم افتادگی را

(اشاره به خسرو و شیرین)

تحریر بیات راجع (بهترين تحرير تاريخ آواز!)

 شعر:

پای در گل مانده همچون سرو در صحرای حیرت

بی سبب بر خویش بستم تهمت آزادگی را

(گوشه عشاق یا اوج دشتی)

تحریر بیات راجع و فرود به دشتی

اجرای یک تصنیف زیبا با نام بهاريه با صدای بانو عهدیه در آخر برنامه (شعر اين ترانه بعدها توسط استاد شجريان در آلبوم رباعيات خيام اجرا شده است).

 

تحلیل اوزان شعری از علی سمراد:

غزل
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن
رمل مثمن سالم-----هشتایی
1-
در کمند موی او دادم ز کف آزادگی "را"
"و"از دو عالم بر گزیدم مستی و دلدادگی "را"
حرف ربط در زبان پهلوی "او" تلفظ میشده ولی پس از اسلام تلفظ عربی "و" "va" هم معمول شده البته در گفتار روزانمون "او" بصورت "ا""o " درومده.بهر رو پس از بازشنوی این گوشه , برداشتم اینه که مصرع دوم با حرف ربط شروع شده که دو مصراع رو پیوند معنا داده.
2-
تا شدم آیینه ی عشقت مرا در هم شکستی
حاصلی نبود بغیر از این صفا و سادگی"را"

3-
در سرشک من توانی "خواند","خواست" و "خود" راز بی وفایی
اشک داند معنی درد زچشم افتادگی را

از دید من آوردن "خواه" در این بند معنایی بدست نمیده چه اونو امری یا اسم فاعل (که باید "خواهان " باشه) یا اسم مصدربدونیم مثلن بگیم میل راز بی وفایی.
البته من با این که این آواز رو نزدیک به هزار بار گوش دادم تا دیروز وقتی واژه ی سرشک رو میشنیدم معنای سرشت برام تداعی می شد, کاملن ناخود آگاه البته شاید بخاطر نوای استاد ایرجه که ماهیته صداش بر معنای شعر غلبه داره وموجب میشه ذهن بجای معنای شعر بیشتر به آوای شعر معطوف بشه بویژه در همین گوشه ی راجه با اینکه ما یه شاه بند رو می شنویم ولی وقتی ایرج تحریر رو آغاز می کنه و تا نقطه ی اوج می رسه از ما هیت شعر فراتر می ره.
تو هر آوازی که شنیدم خواننده بعد از اینکه شعر رو می خونه تحریرش تقریبن در چهارچوب ماهیت شعر پیش میره ودر واقع همون معنای شعر رو تهییج میکنه و کمتر در ذهن شنونده از درون خود تداعی و یا زایش معنا می کنه اما تحریر های استاد ایرج خواسته یا نا خواسته زایشگر معنایی بسیار والا به نسبت ذهنیت هر شنوندست که اگه معنای شعر نتونه با اون همرا هی کنه این موجب پیدایی فاصله بین معنای تحریر و معنای شعر میشه که خوب این چندان بمعنای ضعف شعر نیست بلکه این توانایی بش از حد نوای استاد ایرجه.

درباره ی واژه هم من یه باز خونی کوچیک روی این بند داشتم متوجه شدم که با کشش مصوت "آ" تلفظ دو واک "ن" و" د" یا "ت" می تونه تا حدی نا محسوس باشه البته خود ماهیت لطیف آواز هم مانع از این میشه که پس از خواندن "آ" و " ن", واک "د" یا "ت" با ضرب و تاکیید خونده بشه. حتی گاهی به گوش "خود" خوانده میشه که در این صورت نیازی به تراز وزنی در دو مصرع پیدا نمیشه.از نظر معنا هم با گزینش "خواند",این بیت معنای درستی پیدا می کنه.(در اشک چشم من, نیرویی راز بی وفایی را خواند و در بند دوم با تاکید بر معنای بند اول میگه که چه کسی بهتر از اشک معنای درد ز چشم افتادگی را می داند که کنایه از همان بی وفاییست, پس او بهترین برای گفتن راز بی وفاییست.

4-
پای در گل مانده همچون "صبر" در صحرای حیرت
بی سبب بر خویش بستم تهمت آزادگی را

من خودم تا چند ماه پیش هر وقت این بیت رو میشنیدم یا زمزمه می کردم "صبر" رو "سنگ" می گرفتم(بودن یه سنگ در یک صحرای بیکران) ولی یه سری ناخودآگاه "صبر" به گوشم خورد وقتی بدقت گوش دادم برداشتم همون صبر شد چه از دید معنایی با بودن "صبر" افزون بر معنای درست از این بند به معنایی ژرف بر می خوریم و دست کم پی می بریم که شاعر این شعر در بیان معانی عرفانی هم دستی داشته. هر چند که بند دوم بیت برام تا حدی نا مفهومه.تو این بند شاعر برای نمایش حال و روز خودش دست به تشبیهی زیبا از منزل عرفانی زده که نمایانگر حالت قبض عارف در وادی حیرته البته شرح اون در تخصص من نیست ونمی دونم خود شاعر این معنی رو می فهمیده یا شنیده بوده.در باره ی بند دوم هم نمی دونم شاید شاعر در آغاز ادعای آزادگی داشته اما پس از مستی و دلدادگی و سختی کشیدن بسیار در این راه نتنها از معنای مثبت اون دور شده بلکه معنای منفی تهمت رو بر آزادگی بار کرده و در نهان شعر, ادعای اسارت و در بند بودن رو آنهم به معنای خوب در نظر گرفته که البته با این فرض این بند نیز معنایی عرفانی می یابد. به هر رو ای کاش تمام این سروده در دست بود و نیاز به این گمانه زنی ها نبود. به احتمال فراوان ابیات گزینشی هستن برای مثال بیت اول وصف سوم شخص داره ولی در بیت دوم بیکباره تبدیل به دوم شخص میشه هر چند که براحتی میشه بند اول بیت دوم رو سوم شخص قرار داد "تا شدم آیینه ی عشقش مرا در هم شکست".البته شعر, جهانیه که درش میشه زمین و آسمون رو جابجا کرد. امیدوارم برداشتم در تصحیح این شعر به بیراهه نرفته باشد و مایلم که خود شما هم در این زمینه باز هم شعر رو بررسی کنید.

باشما موافقم گویی همه ی هستی در این آواز افشرده شده.

+++++++

البته دوستی اعتقاد دارند آن کلمه سرو است نه صبر (در بیت پای در گل مانده همچون "صبر" در صحرای حیرت ---- بی سبب بر خویش بستم تهمت آزادگی را).
 آواز را از اينجا دانلود كنيد.

آپلود آواز توسط همكار محترم وبلاگ: جناب آقاي سياوش صالحي

اين هم يك هديه ي ديگر از شاهكارهاي استاد ايرج اهدايي: آقا رضا

به زودی در این وبلاگ:

تحلیل یکی از آثار درخشان آواز ایرانی

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 آبان1387 ساعت 8:19 بعد از ظهر  توسط آزاده حسيني  |